هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
24
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
وصيت امير المؤمنين به حسين ( ع ) راويان روايت كردهاند كه وقتى ابن ملجم حضرت را مورد ضربت شمشير خود قرار داد ايشان را به درون خانه بردند هرازگاهى به حالت اغما فرو مىرفتند ، در همان شبى كه به شهادت رسيدند فرزندان خود را جمع كرده و نسبت به امامت حسن و حسين تصريح فرمودند و فرزندان خود را به اطاعت از ايشان توصيه كردند و به آنها فرمودند : شما را به تقوا سفارش مىكنم و مبادا كه شيفته دنيا شويد اگر چه شما را شيفتهء خود سازد و بر چيزى از آن كه بدان دست نيافتيد ، افسوس مخوريد يار ستمديده و دشمن ستمكار باشيد و سپس رو به فرزندانش و كسانى از بنى هاشم كه در اطراف او گرد آمده بودند نمود و فرمود : اى نوادگان عبد المطلب زنهار دستهايتان را به خون مسلمانان آغشته نكنيد و به بهانهء اينكه امير المؤمنين كشته شد سر اين و آن را با شمشير نزنيد براى خونخواهى من تنها قاتل مرا بكشيد ببينيد اگر من از اين ضربتى كه او بر سرم وارد آورد زندگى را بدرود گفتم كه شما هم با يك ضربت كارش را بسازيد مبادا كه پيش از كشتن ، شكنجهاش بدهيد و يا پس از آن دست و پايش را بريده هر يك از آنها را در جايى بنهيد من از رسول خدا ( ص ) بارها شنيدهام كه مىگفت : از شكنجه - دادن و دست و پا و بينى بريدن ، حتى دربارهء سگ هار بپرهيزيد . و از جمله مواردى كه بنا به آنچه در الاعجاز و الايجاز ابن منصور الثعالبى آمده به امام حسين ( ع ) توصيه كرد اين بود كه : فرزندم هيچ دشوارى و سختى كه پس از آن بهشت باشد ، سخت و دشوار نيست و هيچ خير و راحتى كه پس از آن دوزخ باشد